کُرد های فارس قوم کهن جهرم
قال الله تعالی:((یا ایّها الناس انّاخلقناکم من ذکر واُنثی وجعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عندالله اتقیکم انّ الله علیم خبیر )) سوره حجرات آیه ی ۱۳
خداوند بلند مرتبه فرموده است: ( ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را گروه گروه (ملّت ملّت) وقبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را باز شناسید . در حقیقت گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شما است . بی تردید خداوند دانای آگاه است.)
کُرد های فارس از دوره ی ساسانی تا کنون
واژه های ایل وطایفه و کوچ وعشایر واژه های آشنایی برای مردم ایران زمین می باشد.می خواهیم نتایج مطالعات وتحقیقات میدانی خود را پیرامون عشایر ساکن شده در بخش کردیان جهرم در این مقال ذکر نمائیم .اقوام ایرانی از ابتداء اقوامی کوچنده بوده اند واز مناطق شمالی به فلات ایران کوچ کرده اند و همچنین حکومت های بزرگ ایرانی مانند هخامنشیان و ساسانیان دارای کاخ ها و مناطق تابستانه وزمستانه بوده اند که خود دلیل برکوچ آنان بوده است پس واژه های ایل و طایفه و کوچ وعشایر واژه های آشنایی برای هر ایرانی است دکتر رستگار در فارسنامه چنین می آورد که در ابتدای ظهور اسلام و اواخر دوره ساسانیان (درمنطقه جهرم قوم «کُرد» زندگی می کرده است )و کُرد به معنی کوچ رو وعشایر است.این مردم آنقدر سخت کوش بوده اند که شاهان ساسانی ولیعهد های خود را برای آموزش مهارت های زندگی مانند سوارکاری تیراندازی شکار و زندگی در شرایط سخت مخفیانه به درون این قوم می فرستاده اند تا تربیت شده وجهت پادشاهی آماده شوند.البته این قوم بخاطر مقاومت در برابرسپاهیان اسلام ضربه سختی متحمل شده به گونه ای که جوانان و مردان آن در چند درگیری با سپاهیان اسلام کشته می شوند و زنان وبچه ها و پیران این قوم به منطقه کوههای دارابگرد پناه می برند وبعد از نیم قرن دیگر به منطقه کنونی باز می گرددند و جهرم جدید را بنا می نهند. کُردان فارس در متون قرون اولیه اسلامی به عشایر منطقه فارس، مرکز ایران ساسانی، اطلاق میشود . در این معنا، «کُرد» به معنای امروزی یعنی به یک قوم خاص اطلاق نمیشد بلکه دارای همان معنای عامی بود که امروزه از واژه «عشایر» مستفاد میشود.
«کُرد» های فارس از همان مردمان جهرم کُهن می باشند که به زندگی کوچی خود ادامه می دهند و قرن ها بعد گروه های دیگری نیز به آنان اضافه می گردند مانند طایفه های عرب زبان و ترک زبان پس «کُرد» همان کوچرو بودن است علی رغم تفاوت های زبانی و لهجه ای در یک چیز مشتر ک می باشند وآن هم نوع زندگی است برخی معتقدند که ایل خمسه یعنی طوایف کُردشولی و عرب و باصری و........همان ایل بزرک «کُرد» های فارس می باشند که در طول تاریخ به حرکت خود ادامه داده و تغیرات فراوانی را تجربه کرده است برخی معتقدند ایل خمسه ابتداء جهت مقابله با ایل بزرگ قشقائی با نقشه انگلیسی ها پایه ریزی شده است و در آن زمان طایفه کُردشولی جزء ایل قشقائی بوده است در هر حال ایل خمسه تشکیل شده ازطوایف عشایر فارس می باشد ممکن است در یک زمان خاص انگلیسی ها برای خنثی کردن ایل قشقائی نسبت به آن نظری خاص داشته اند.
این ایل بزرگ در مسائل مختلف علاوه بر تهیه گوشت وپوست پشم وکره ودوغ وشیر و ماست و... ودر مقابله با دشمنان این مرز وبوم به پیروی از رهبران دینی حضوری فعال داشته اندو شاهد این مُدّعی شهیدان عزیزی است که تقدیم انقلاب اسلامی نموده اند.
البته خوب است بدانیم که در شهرستان جهرم یک بخش در تقسیمات کشوری به نام آنان (کُردیان)نامیده شده است که بیانگر قوم کُهن جهرم می باشد ودر قرن های گذشته به مرور جمعیت هایی از «کُرد»های فارس در آن ساکن شده اندو مرکزاین بخش قطب آباد نام دارد که تقریبا 40%اهالی قطب آباد " کُردشولی " وعرب " لبوحاجی " می باشد وبسیاری از فامیل های موجود در شهر قطب آباد کُردشولی می باشند در حالیکه اطلاعی از پیشنه خود ندارند زبان های رایج مردم قطب آباد فارسی و کُردشولی و عربی می باشد .
کُردشولی های این منطقه اغلب از تیره های« مُرادشفیع» و «خلجی» می باشند که حوالی قطب آبادو روستا های باباعرب و دهزیر و کوه گُرم (کوه گهرُم) قشلاق آنان بوده است و با ارتباطات فامیلی با سایر طوایف چهار بنکو به وجود آورده اند" 1-مرادشفیع 2-علی صفری 3-قادلی (قادری) 4-بیمه ای( لازم به ذکر است که طایفه ی کُردشولی زمانی یک ایل مستقل بوده است و بس از ورود تُرک ها وقدرت گرفتن ایل قشقائی ایل کردشولی ضعیف می شود وتبدیل به یک طایفه از ایل قشقائی می گردد و اثر آن را در زبان کُردشولی می توان دید و به همین سبب در لهجه ی دو بنکو ی قادلی و بیمه ای برخی واژه های تُرکی وجود دارد)
کُردشولی های این منطقه درحدود 1۸0سال پیش به دلیل داشتن گلّه های بزرگ، خانه ها و انباری های خود در قلعه قطب آباد رها کرده و با هماهنگی حاکمان کردیان در حاسیه کوه گرم (کوه گهرُم) در منطقه «گل دامچر» بر روی خرابه های جهرم قدیم قلعه ای می سازند که گلدامچه نام گرفته است ونکته قابل توجه اینکه رُوسای این بنکو ها باید حج واجب رفته باشند و علاوه بر دامپروری کار حفظ امنیت قلعه ها ی بخش نیز به عهده داشته اند.و اخیرا(در سال1365) نیز بخش دیگری از کُردشولی ها با سکونت خود در 10کیلومتری قطب آباد روستای " حاجی آباد" را تاسیس کرده اند. .
لازم به ذکر است که در صدی از کُردشولی ها سالها پیش در روستا های باباعرب و دهزیر ساکن شده اند و بخشی از عرب ها در نزدیکی روستای باباعرب روستای "مادوان" را بوجود آورده اندوبخشی از عرب های "عبدالرضائی" در روستای دهزیر ساکن شده اند وعرب های تیره "درازی" روستای "خانه نهر" را بوجود آورده که اغلب فامیل آنان "شاه علی " می باشد.
باصری ها درطول زمان های گذشته چند روستا در این بخش بوجود آورده اند تیره "کُلمّه ای"که اغلب فامیل آنها" یوسفی "می باشد روستاهای "یوسف آباد" و"چدرویه" و باصری های تیره "عبدُلی"
"مُخک" و "چاه پهن" و "چاه سُرخ" رابنا کرده اند که اغلب فامیل آنان "شعبانی" می باشد و "لموسی ها" (لبوموسی ها)در پشت خرابه های سدّ قدیمی متعلق به دوره ساسانی که آب جهرم قدیم را تامین می کرده است روستای "بند بست" را بوجود آورده اند .
و امّا طایفه "سلطانی" که به کُردیان جهرم کوچ اجباری کرده اند در منطقه کوهستانی وجنگلی این بخش ابتداء به صورت چادر نشینی و بدون اجازه کوچ به مناطق ییلاقی خود به جمعیت عشایر این بخش اضافه می شوند و در حوالی روستا های "هرمُوج" و" دنیان" تا مرز شهرستان لار زندگی می کرده اند و به مرور زمان گله های گوسفند آنان متناسب با موقعیت کوهستانی منطقه به گله های بُز تغییر می یابد و در نزدیکی چشمه های این منطقه روستا های "قلعه تبر"( قلعه تبر یکی از دژ های باقی مانده ار دوره ساسانی است که شبیه قلعه دختر فیروزآباد می باشد) و "چنار سوخته" و "موردک" و "گچ بُرو" و"تُشک" و "سه چاه" و "نصیرخانی" و "چاه تیز" و "رزک" و "گلوبُراق" را با سکونت خود که اغلب فامیل های آنان رحیمی و زارعی و ابراهیمی و آتش زبان می باشد به وجود آورده اند . البته این روستا ها کوچک و صعب العبور بوده اند امّا با تاسیس جاده جدید جهرم –لار باعث تسهیل عبور ومرور این طایفه سخت کوش گردیده است ضمنا در تقسیمات جدید کشوری روستا های "نصیزخانی" و "چاه تیز" و "گلوبراق" و "رزک" جزء بخش مرکزی گردیده است. پس از انقلاب شکوهمند اسلامی بخش کردیان سه بخشدار بومی داشته است که یکی از آنان از عشایر این بخش از طایفه"سلطانی"بوده است.
بخشی از چمعیت های عشایری که در روستاهای بخش کُردیان ساکن بوده اند در حدود سال 1356به بعد به ورود ی شهر جهرم کنونی مهاجرت نموده و به جمعیت "حیدر آباد" شهرک "خارقان" و " فرهنگ شهر" اضافه شده و یا روستا هایی مانند "تُل ریگی" و"اسلام آباد" و نظام آباد " را بوجود آورده اند ... امید که در سایه امام عصر(عج) وپیروی از ولیّ فقیه همگی اهالی این شهرستان اعم از شهری روستایی و عشایر در جهت پیشرفت وشکوفائی میهن اسلامی خود بکوشیم .... همواره اقوام ایرانی از فارس و کُرد وترک وبلوچ و ترکمن و لُر وعرب و... با همبستگی خود همانند سدی محکم در برابر زیاده خواهی های بیگانگان بوده اند .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پینوشت:
گهرُم: اين شهر در دوره ساساني داراي موقعيت مناسب و مركز اقامت شاهزادگان بوده و در فارسنامه ابن بلخي به توضیح دکتر رستگار آمده است: هركس وليعهد شدي جهرم او را بودي.فردوسي در شاهنامه از آن در عصر ساساني ياد كرده و نام دلاور ايراني يعني گَهرُم را بر آن نهاده است. هم چنين در تاخت و تاز اسكندر مقدوني از جهرم نام مي برد و اين شهر را در عصر پادشاهي بهرام گور دشتي بي آب مي خواند.
گهرُم: در لغت به معنی جای گرم
قلعه تبر: به استناد نوشته هاي استخري، ابن بلخي و حمدالله مستوفي، جهرم قلعه اي بزرگ، معروف به خورشه و خرشه داشت . اين دژ بعدها به همت خواجه نظام الملک توسي تعمير و مرمت شد. و از آنجا که چشم انداز آن از دور شبیه تبر می باشد به آن قلعه ی تبر می گویند. وشکل مهندسی آن شبیه قلعه دختر فیروزآباد می باشد ، این قلعه دربخش کردیان و 48 کیلومتری جهرم کنونی است.
بند بست: سدّی عظیم که از سنگ وساروج ساخته شده است(یک قسمتی از آن تبّه ی طبیعی و قسمت های دیگرعاج سدّ از سنگ وساروج می باشد) واز آنجا که فارسنامه ابن بلخی اين شهر را در عصر پادشاهي بهرام گور دشتي بي آب مي خواند،زمان ساخت آن به دوره ساسانی باز می گردد و شهری بزرگ در قسمت بایین دست آن وجود داشته است.البته نیاز به تحقیق کارشناسان خبره دارد.
قطب آباد: دراصل مدینه فاضله ای بوده که در زمان صفویّه با هدایت "عبدالله قطب بن محیی" به نام "اخوان آباد" بنا شده است.
کُردشولی: طايفه كرد شولي در سرشماري عشاير در سال 1377 خورشيدي جمعيت آنان 700 خانوار (1899 نفر ) با 6 تيره ( ارباب دار ، باباملكي،خلجي، گوش پا، لري و مرادشفيع) و 15 بنكو مي باشد كه اين طایفه نيز يكي از بازماندگان كُردهای پارس می باشد و نامش دليل بر اين مدعی است . منطقه ييلاقي طايفه كردشولي در سرحد چهاردانگه در محدوده درياچه كافتر و روستاي خنگشت از شهرستان اقليد فارس و منطقه قشلاقي آنان شهرستان جهرم بخش کردیان و منطقه "مبارك آباد" مي باشد . مذهب آنان شيعه دوازده امامي و زبان آنها فارسي مانند ساير روستاييان فارس مي باشد .كردشولي ها ی کوچرو يكي از بازماندگان و قسمت كوچكي از كُردهای پارس و باقيمانده آنان هستند .
--------------------------------------------------------------------------------
منابع وماخذ
1- " فارسنامه" ابن بلخی به توضیح ناصری
2- "فارسنامه" ابن بلخی به توضیح دکتر رستگار
3- "شاهنامه" فردوسی
۴- تحقیقات از مردان قدیمی
5- کتاب "شهرستان جهرم" دکتر کرمی
6- "مکاتیب" قطب الدین شیرازی

سخن گفتن از گذشته قومی کوچنده که زخم خورده از جبر تاریخ هرگز فرصت درنگ در جلوه های فرهنگی و انسانی درخشانی را که در دوره های گوناگون مسبب آن بوده ،بدست نیاورده ،به همان اندازه دشوار مینماید که تماشای فرو پاشی بنیانهای تفکر و آرزوهای دور و دراز فرزندان امروزین این قوم که عهد قدیم را از یاد برده و در طلب عصر جدید بی سرو سامان و رها، مرگ آرمان ها و حرمان هاشان را انتظار می کشند ...آنچه از نظر میگذرد تنها ادای دینی است به ساحت بلند مردمان این ایل سرافراز ، ... باشد تا بر تارک زمان ها یادی ونامی برقرار بماند.